نتيجه بررسيهاي صاحب نظران نشانگر این است كه اغلب مشكلات رفتاري و رواني افراد، به ضعف در مهارتهاي اجتماعي بر مي گردد؛ یعنی آنها نمي دانند چگونه و تا چه حدي با ديگران ارتباط برقرار كنند. به نظر متخصصان، فردي از نظر اجتماعي رشد يافته محسوب مي شود كه بتواند با مردم به راحتي زندگي كند و با آنها سازگاري داشته باشد.
روان شناسانی كه از سال 1990 بحث هوش هيجاني را به طور جدي مطرح كرده اند، بر اين موضوع تأكيد دارند كه هوش انتزاعي يا IQ تنها تا 20 درصد در موفقيت زندگي افراد تأثير دارد و 80 درصد ديگر به نحوه ارتباط، همدلي و سازگاري مردم با يكديگر وابسته است. آنها مهارتهاي اجتماعي را رفتارهاي آموخته شده و مقبول جامعه می دانند كه شخص مي تواند براساس آنها با ديگران به نحوي ارتباط برقرار كند كه منجر به پاسخهاي مثبت و پرهيز از واكنشهاي منفي شود. به این ترتيب، به دنبال اين مهارتها، نه تنها امكان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت با ديگران فراهم مي شود، بلكه توانايي نيل به اهداف در ارتباط با آنها نيز در شخص ايجاد مي شود و مسلماً هر اندازه انسان در ارتباط با ديگران بيشتر و همه جانبه تر بتواند به هدفهاي خود برسد، دیگران او را در زمينه اجتماعي ماهرتر نيز مي دانند.
اما نكته اساسي تر اينكه، مهارتهاي اجتماعي كاملاً اكتسابي هستند و تا حد زيادي به آموزش و تربيت در خانواده مربوط مي شوند و سپس در ساير نهادهاي اجتماعي تقويت و تكميل خواهند شد و در نهایت كيفيت زندگي افراد را متأثر مي سازند. تا جايي كه محققان اعلام كرده اند حتي در دوره مدرسه، رفتارهاي اجتماعي دانش آموزان در روابط متقابل آنها با معلمانشان تأثير دارد و عموماً اين قبيل افراد بيشتر مورد توجه واقع مي شوند و توفيق تحصيلي بيشتري نيز كسب مي كنند.
بررسيها همچنين، عوارض ناشي از ضعف در مهارتهاي اجتماعي در بزرگسالان را نيز مورد مطالعه قرار داده و تأكيد دارند افرادي كه دچار عوارض رواني، تشويش، افسردگيهاي واكنشي و اختلالهاي شخصيت مي شوند، از نظر اجتماعي بي كفايت هستند و برخي نيز معتقدند كه نارساييهاي دوران كودكي در زمينه روابط اجتماعي، به دوران بزرگسالي منتقل مي شود. به هر حال، افراد رشد يافته اجتماعي مهارتهايي دارند كه آرامش و موفقيت آنها را تا حد زيادي تأمين و تضمین مي كند.
آنها معمولاً در چندين فعاليت گروهي شركت دارند و مي دانند چگونه در مواجهه با كساني كه به آنها علاقه مند هستند يا علاقه اي به ايشان ندارند، برخورد سالم داشته باشند. قضاوتهایشان درباره ديگران مغرضانه و به صورت پيشداوري نيست. تمایل دارند به ديگران كمك كنند و در اين زمينه انتظار تلافي كردن ندارند، بلكه صرفاً از مفيد واقع شدن لذت مي برند. انتقادها را به صورت سازنده، با ملايمت و غيرمستقيم بيان مي كنند و از شنيدن انتقاد خشمگين نمي شوند. همچنین استقلال رأي دارند و از پذيرش مسؤوليت لذت مي برند و ... .
اين ويژگيها و خصوصيات ديگر سبب مي شود تا افراد در زندگي خانوادگي، اداري و جمعي خود احساس ارزش كنند و با برقراري ارتباط مناسب با خود و دیگران، به آسايش و راحتي برسند و از عوارض اختلالي در امان بمانند
برچسب: نویسنده: بافق، پولدارترین شهر بدون امکانات و .... تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1392 ساعت: 22:53